
زندگی یک واقعیت تلخ است که برای آرام زندگی کردن نیاز مبرم داریم به... ندیدن، نشنیدن و نفهمیدن... + گفت کور باش، کر باش، خر باش... ++ یعنی میتونم؟؟؟ ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...
ادامه مطلب
صدای ـش... دست ـهایش... حالت خاص نگاه ـش... جای بوسه ـها و نوازش ـش...، آزارم می دهد... دلم می خواهد فندک لعنتی ـم، تقویم ـش، آلبوم ایندیلا و هزار و کوفت و زهر مار دیگر را توی یک باکس بگذارم، برویم کافه نادری... همه را پس ـش بدهم... موهای ـم را قیچی کنم و بگویم هی فلانی دیگر بار و بندیلت را جمع کن... دقیق تر نگاهم کن... بخدا من شهرزاد نیستم... دیگر قصه نباف... دیگر موقع خداحافظی ـمان نگو.... فقط یک بار... فقط در حد یک قهوه برویم کافه نادری... لعنتی نمی دانی این ـها یعنی چه!... نمی دانی با دلم چه می کند... نمی دانی آن خاطره ها... نگاه ها... حرف ها... آه لعنتی... توام همینقدر دلتنگی...؟ ...
ادامه مطلب