خلسه...

متن مرتبط با «بعد از هزار سال که خاکش سبو بود» در سایت خلسه... نوشته شده است

کاش نبودم تا دائم تو گوشم ناله نکنید!

  • نیلوبلاگ

    خسته م از همه شون... از اینکه میخوان من ناجی شون باشم.. از اینکه میخوان من تمام مشکلات رو حل کنم... مگه من خدام...؟ من یکبار ر*یدم تو آینده م بخاطر شماها...، بخاطر ناله تون... بسه دیگه... چقدر باید بدبختم باشم تا دست از سرم بردارید؟؟ چقدر؟؟ بخدا من خوش نیستم... بخدا ... هیچی خوب نیست... هیچی... اگه چشمتون به همین دوزار پول تو جیبمه که بخاطرش خیلی بدبختی کشیدم، اونم بدم... ؟ هرچند که کم هم ندادم تابحال!! ازتون خسته م.. از خودم بیشتر ... از اینکه بی عرضه م... از اینکه نمی تونم خودم رو از فکر شماها و اشتباهاتون جدا کنم و بچسبم به خودم و آیندم... از اینکه آینده من با شما تباه شد... با بودن شما نزدیک ترین هام! ازتون متنفرم... و باز هم دارمتون ... ازتون متنفرم که دائم از من انتظارای بیخود و بی جهت...

    ادامه مطلب
  • بارون که میزنه، یاد تو می افتم...

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • از یک جایی به بعد ...

  • نیلوبلاگ

    آدم از یک جایی به بعد دیگر خودش را به در و دیوار نمی کوبد از هرچه هست و نیست شاکی نمی شود، از آدم ها فاصله نمی گیرد، از هیچ کس دیگر متنفر نمی شود.. آدم از یک جایی به بعد آرام می شود... کنار می آید......

    ادامه مطلب
  • از خواب برگشتم به تنهایی...

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • مادری که دوست نمی داشتم!

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • می دونم دیوونگی بود که دل دادم به تو...

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • گفتم که از دستم نده...

  • نیلوبلاگ

    تو رفتی از دنیای من ......

    ادامه مطلب
  • جنگ جهانی سوم "ما " بودیم... حضور نابجای ـمان کنار هم...

  • نیلوبلاگ

    شبیه آدمی شده ام که از جنگ بازگشته... آرام... بی توجه به اطراف... گهگاهی خیره می شوم به گوشه ای... یک نفر می خندد... یک نفر با ضربه ای به پهلو به خود می آوردم، و یک نفر... به من و هر آنچه در فکرم می گذرد، فکر می کند!...

    ادامه مطلب
  • آن زن دیوانه که رفت... آن مردک دیوانه چه شد...؟

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • بعد از هزار سال...

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدت ـها با هزار ترس و لرز پیجشو باز کردم!هنوز بوی خاطرات میداد... هنوز کنزو... هنوز ایندیلا......

    ادامه مطلب
  • بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم... همه تن چشم شدم...

  • نیلوبلاگ

    جا پای پاهایمان گذاشتم... از همان کوچه گذشتم... همان که گفتی ببین این خونه چقدر قشنگه و در همیشه عمرم شبیه خانه ی مورد علاقه ـم بود! همان که گفتم بن بست است و نبود! همان که.. کنارت امنیت را تجربه کردم... همان که شرط را باختم... ما با هم خوشبخت بودیم... واقعیت این است... می توانستیم کنار هم سال ـها عشق و امنیت و اعتماد را تجربه کنیم... اگر در جای درست یا مکان درست به هم می رسیدیم! -همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.../...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    جنگ جهانی سوم | جنگ جهانی سوم در راه است | جنگ جهانی سوم در ایران | جنگ جهانی سوم آرماگدون | جنگ جهانی سوم و ایران | جنگ جهانی سوم+ایران | جنگ جهانی سوم بر سر آب | جنگ جهانی سوم کی شروع میشود | جنگ جهانی سوم آپارات | جنگ جهانی سوم 2015