فقط یک لحظه به من گوش کن... - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 18:44
تمام داشته من از دنیا و کدری هاش، اعتماد بود. یه اعتماد خاص و پر رنگ...xa0گند زدن بهش... با بی اعتمادی ... با فضولی ... با شنود ... با هک ... با هرچی میشد اسم ـشو گذاشت... واسه من اما مثلxa0ریختن آوار رو سرم بود... مثل خراب شدن قصر آرزوهام...xa0 گند زدن به همه چی...xa0 و هیچی از من نموند... حالا هی ...
خدا نکنه - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 18:44
نکنه من واقعا آدم بدی باشم... ؟ نکنه من با همه بد تا میکنم ... ؟ نکنه ....xa0
Thank GOD - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 18:16
خدایا شکرررت... واسه خیلی چیزا :))))- فکر نکنین خبری شده ها... یهو... یه چیزایی اونقدر خوش می گذره و خوبه که نمیشه خدارو شکر نکرد واسش! شاید خوشش نیاد خود خدا هم اما میچسبه دیگه!
کجاست..؟ - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 14:52
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
قهوه می خوام! - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 14:52
مثلا الان بهش می گفتم کافی میکس تموم کردم! در عرض ی ربع یه پاکت گل زده ـشو میآورد! - فقط مشکل اینه که من هیچ وقت از کسی چیزی درخواست نمی کنم!...xa0
ما هر دویمان دیر رسیدیم... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
همیشه می گفت.... دیر رسیدم... دیر رسیدم همه جا... به تو... به زندگی...xa0 می گفت... من و تو در زمان یا مکان اشتباهی به هم رسیدیم...xa0 راست می گفت... درست عین حقیقت... کاش ده سال زودتر یا حتی ده سال دیرتر بهم می خوردیم...! می گفت پاییز یعنی دیر رسیدم... یعنی یادم باشد در زندگی بعدی زودتر باشم... تا ...
خدایا کمی بیشتر حواست را جمع ـم کن! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
صدای ـش... دست ـهایش... حالت خاص نگاه ـش... جای بوسه ـها و نوازش ـش...، آزارم می دهد... دلم می خواهد فندک لعنتی ـم، تقویم ـش، آلبوم ایندیلا و هزار و کوفت و زهر مار دیگر را توی یک باکس بگذارم، برویم کافه نادری... همه را پس ـش بدهم... موهای ـم را قیچی کنم و بگویم هی فلانی دیگر بار و بندیلت را جمع کن.....
دورم... دورِ دور... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
درماندگی یعنی تو اینجاییمن هم همینجایم ولی دورم.... -علیرضا آذر +آنقدر دوستم دارد که گهگاهی عذاب وجدان می گیرم...!
کم دارمت... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
چقدر کم دارمت ... برای این روزـهای.....
قوم مغول حمله کرد... ویرانم کرد... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
بعد از هزار سال... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
بعد از مدت ـها با هزار ترس و لرز پیجشو باز کردم!هنوز بوی خاطرات میداد... هنوز کنزو... هنوز ایندیلا...xa0
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم... همه تن چشم شدم... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
جا پای پاهایمان گذاشتم... از همان کوچه گذشتم... همان که گفتی ببین این خونه چقدر قشنگه و در همیشه عمرم شبیه خانه ی مورد علاقه ـم بود! همان که گفتم بن بست است و نبود! همان که.. کنارت امنیت را تجربه کردم... همان که شرط را باختم...xa0 ما با هم خوشبخت بودیم... واقعیت این است...xa0 می توانستیم کنار هم سال...
خلسه... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:02
عشق حسی شبیه استفاده از یک داروی مخدر به انسان می دهد! وقتی نباشد، وقتی عطش داشتنش غلبه کند و یار نباشد، خلسه و کرختی یی بر انسان غالب می شود درست شبیه استفاده از یک مخدر! حتی اگر یک عمر از نبودنش هم بگذرد ، باز با یادش همان خلسه و همان حس و همان کرختی....

برچسب‌های مرتبط

من امشب می میرم | بنیامین من امشب میمیرم | من امشب ميميرم | دانلود آهنگ من امشب میمیرم | دانلود آهنگ من امشب میمیرم بنیامین | من امشب مي ميرم از بنيامين بهادري | آهنگ من امشب می میرم بنیامین | دانلود من امشب می میرم بنیامین | اهنگ من امشب می میرم | اهنگ من امشب می میرم بنیامین بهادری